برنامه‌ريزي آموزشي و برنامه‌ريزي درسي


هدف از ايجاد دوره کارشناسي ارشد برنامه‌ريزي آموزشي و برنامه‌ريزي درسي عبارت است از:
- تربيت مدرسان متعهد و متخصص که بتوانند در آينده عهده‌دار تدريس، تحقيق و تربيت نيروي انساني لازم در اين رشته مهم علمي باشند.
تقويت قدرت تفکر منطقي و انتقادي دانشجويان جهت بررسي و تجزيه و تحليل برنامه‌هاي آموزشي و درسي مدارس کشور.
- تربيت افرادي که قادر باشند بررسي تطبيقي روي برنامه‌ها، طرح‌ها و الگوهاي متداول و پيشرفته‌اي که در ساير کشورها با موفقيت طراحي و اجرا شده را انجام داده و پيشنهادات لازم را در جهت تطبيق اين طرح‌ها و برنامه‌ها با توجه به خصوصيات آموزشي، عقيدتي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي افراد جامعه امروز کشور باشند، ارائه دهند.
- تربيت افراد متخصص در زمينه‌هاي برنامه‌ريزي آموزشي و برنامه‌ريزي درسي با توجه به ويژگي‌ها و نيازهاي فردي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه امروز.

 

مدیریت و برنامه ریزی اموزشی چیست؟

 

گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی= یک رشته میان رشته ایست که تلفیقی از رشته های روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، مدیریت، آمار، زبان، و مشاوره است .

ادامه نوشته

معرفی رشته علوم تربیتی در یک کلام

رشتهٔ درسی دانشگاهی علوم تربیتی از رشته‌های درسی علوم انسانی است که به علوم تربیتی و جنبه‌های فراوان آموزش و پرورش آدمی و دانشهای مربوط به آن می‌پردازد.

سیر تحول سیستم ها

ريشه هاي انديشه سيستمي در بلندي تاريخ بشري جاي دارد. ارسطو، افلاطون، ابن خلدون، مولانا، هگل، ازجمله دانشمنداني هستند كه به مفهوم سيستم توجه داشته اند.. در اواخر قرن نوزدهم درپي تحولاتي كه در علوم فيزيك، شيمي، زيست شناسي به وجود آمد بشر توانست به كمك اين دانشها به قلمرو ناشناخته اي از اسرار جهان پاي گذارد كه كليت، نظام و پويايي در جهان مادي و پديده‌هاي آن از دستاوردهاي اين اكتشافات بود. در اين زمان به جاي تشريح يك كل براساس اجزاي تشكيل دهنده آن، نحوه قرارگرفتن اجزا در كل مطالعه مي شد. بدين ترتيب زمينه اي براي كل نگري فراهم شد. ولي اندكي پيش از آغاز جنگ جهاني دوم، علوم، حركت موضوعي خود را به سوي كليتي جديد در بستر جنبش ظهور علوم ميان رشته اي پيش گرفتند 

ادامه نوشته

روش نگرش سیستمی

بر اساس نگرش سيستمي در مقابله با مسايل اجتماعي ،سياسي واقتصادي ، مابامسايل مستقل وپراكنده مواجه نيستيم به طوري كه بتوانيم هر يك از آن ها را جداگانه طبق روش علمي حل نماييم . بلكه بر عكس با مجموعه اي از مسايل مرتبط مواجه ايم كه پديده اي پيچيده ، يا سيستمي از مسايل را تشكيل مي دهند . در متدولوژي سيستم ها براي شناخت وحل مسايل جامعه وسازمان هاي اجتماعي ،

ادامه نوشته

مقایسه نگرش سيستمي در برابر نگرش مكانيستي

نگرش سيستمي در برابر نگرش مكانيستي قرار دارد . در اين نگرش براي شناخت يك موجود يا مجموعه به جاي اين كه آن را به اجزاءو عناصرش تجزيه كنيم ، آن را جزيي از كل بزرگتر در نظر گرفته وبا توجه به نقشي كه در كل بزرگتر ايفاء مي كند به شناخت آن مي پردازيم . در اين نگرش ، براي شناخت مجموعه يا موجودمورد نظر به اجزاء وروابط بين اجزاي آن از يك سو وبه رابطه مجموعه يا موجود با محيط يا كل بزرگتري كه آن را در بر مي گيرد ، از سوي ديگر توجه مي كنيم . در چنين نگرشي مجموعه مورد بررسي يك " سيستم " خوانده مي شود . ايكاف ( Ackoff ) از صاحبنظران وبانيان تفكر سيستمي در تعريفي از سيستم چگونگي رفتار سيستم را نيز مورد توجه قرار مي دهد : يك سيستم، يك كل متشكل از حداقل دو جزء است كه پنج شرط زير را تامين كند : -كل مورد نظر يك ويا بيش از يك ويژگي يا كاركرد معين را دارا باشد 
ادامه نوشته

آموزش تکنولوزی

یکى نیازهاى جامعه و تغییرات سیاسى، اقتصادى و اجتماعى که در آن رخ مى دهد. عامل دیگر مسائل داخلى مثل کمبود فیزیکى، کارگاه، آزمایشگاه و غیره است که برنامهریز باید به آنها توجه کند. در بررسى فضاى آموزشى تجهیزات و امکانات آموزشى این فضابه دو دسته فضاى آموزشى بسته (سنتى) و فضاى آموزشى باز (نوین) تقسیم بندى شده است. مشاهده مى شود که در محیط هاى بسته براى تجهیزات و امکانات آموزشى جایگاه مشخص واساسى در نظر گرفته نشده است. اما در محیط هاى آموزشى باز براىفناورى آموزشىجایگاهى خاص و اصلى در نظرگرفته اند و تجربیات و یادگیرى، فعالیت هاى یادگیرى، تأکید بر تفکر و نیز آزمایشکردن را براى رسیدن به شایستگى یادگیرى منوط به بکارگیرى فناورى آموزشى در حینآموزش و تدریس مى دانند.

تکنولوژى اصلى ترین عامل تولیدثروتاست و ثروت چیزى بیشتر ازپولاست که مى تواند عواملىهمچون ارتقاى دانش، سرمایه فکرى، استفاده مؤثر از منابع، حفظمنابع طبیعىو سایر عوامل مؤثر در ارتقاىاستاندارد و کیفیت زندگى را شامل شود. مى توان گفتمدیریت سیستمىاست که بکارگیرى تکنولوژى راممکن مى سازد و شامل مسؤولیتى است که این فعالیت ها را در راستاى خدمت به بشر وبرآورده ساختن نیازهاى مشترى قرار مى دهد. مزایاى تکنولوژى هنگامى تحقق مى یابند کهنتیجه آن به دست مشترى برسد. مشترى مى تواند فرد، شرکت، یا یک نهاد دولتى باشد. اختراعى که در قفسه نهاده شود تولید ثروت نمى کند. تکنولوژى هنگامى به تولید ثروتمنجر مى شود که یا تجارى شود و یا در مسیر تحقق استراتژیک یا عملیاتى یک سازمان بهکار بسته شود و در نتیجه با تکنولوژى به عنوان بذر اولیه تولید ثروت برخورد مى شودکه با پرورشى صحیح و محیطى مناسب، این بذر اولیه به درخت تنومندى تبدیل مى شود. سایر عوامل مؤثر دیگر سبب حاصلخیزتر شدن و برآوردن نیازهاى آن محسوب مى شوند

مدیریت تکنولوزی

مدیریتتکنولوژی یک مبحث بین‌رشته‌ای است کهعلوم، مهندسی، و مدیریت را به‌هم پیوندمی‌زند. از دیدگاه مدیریتتکنولوژی، تکنولوژی اصلی‌ترین عامل تولیدثروت است و ثروت چیزی بیشتر ازپولاست که می‌تواند عواملیهمچون ارتقاءدانش، سرمایه‌ی فکری، استفاده‌ی موثر ازمنابع، حفظمنابع طبیعیو سایر عوامل موثر در ارتقاءاستاندارد و کیفیت زندگی را شامل شود.
مدیریت تکنولوژی، در واقعمدیریت سیستمیاست که خلق، کسب، وبه‌کارگیری تکنولوژی را ممکن می‌سازد و شامل مسوولیتی است که این فعالیت‌ها را درراستای خدمت به بشر و برآورده ساختن نیازهای مشتری قرار می‌دهد. تحقیق، اختراع، وتوسعه، اساسی‌ترین مولفه‌های خلق تکنولوژی و وقوع پیشرفت‌های تکنولوژیک هستند. امادر مسیر تولید ثروت، مولفه‌ی مهم‌تری نیز وجود دارد که همان به‌کارگیری یاتجاری‌سازی تکنولوژی است. به بیان دیگر، مزایای تکنولوژی هنگامی تحقق می‌یابند کهنتیجه‌ی آن به دست مشتری برسد. مشتری می‌تواند فرد، شرکت، یا یک نهاد دولتی همچونسازمان‌های دفاعی باشد. اختراعی که در قفسه نهاده شود، ثروت تولید نمی‌کند وایده‌ای که بروز می‌کند و به کار بسته نمی‌شود ـ حتی اگر به‌عنوان اختراع به ثبتبرسد ـ بازده مالی ندارد. تکنولوژی هنگامی به تولید ثروت منجر می‌شود که یا تجاریشود و یا در مسیر تحقق اهداف استراتژیک یا عملیاتی یک سازمان به کار بسته شود.
تکنولوژی مهم‌‌ترین عامل در سیستم تولید ثروت است ولی عوامل دیگری نیز در اینسیستم دخیل هستند. مثلاً، تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری، نقش مهمی در رشد اقتصادیایفا می‌کنند. نیروی کار، عامل موثر دیگری دررشد اقتصادیاست. مدیریت تکنولوژی دارای ابعاد ملی، سازمانی و فردی است. در سطحملی یا دولتی (سطح کلان)، مدیریت تکنولوژی به شکل‌گیری سیاست‌های عمومی کمک می‌کند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ایجاد و تثبیت بنگاههای رقابت‌پذیر می‌انجامد. در سطحبنگاه (سطح خرد)، به ایجاد و تثبیت بنگاههای رقابت‌پذیر می‌انجامد. در سطح فردی، بهارتقاء ارزش فرد در جامعه کمک می‌کند.

تعریف تکنولوژی آموزشی

برای تکنولوژی آموزشی تعاریف متعددی ارائه شده که در هر کدام بر بعد یا جنبه ای از آن تاکید خاص گذاشته شده است ما کاملترین و جامع ترین تعریف را که می تواند بیشترین کاربرد را در ایران داشته باشد مورد توجه قرار می دهیم. تعریف تکنولوژی آموزشی از نظر جیمز براون و همکاران او در کتاب « تکنولوژی، رسانه ها و روشها » : تکنولوژی آموزشی فراتر از کاربرد ابزار و وسایل آموزشی است. بدین ترتیب تکنولوژی آموزشی بیشتر از مجموعه قسمتهای مختلف تشکیل دهنده آن است. و به ظور کلی عبارتست از ؛ روش یا راه منظم طراحی، اجرا وارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری با استفاده از هدفهای بخصوص و بهره گیری از یافته های پژوهش در روانشناسی و ارتباط انسانی و غیر انسانی بمنظور ایجاد یادگیری عمیقتر، موثرتر و پایدارتر.

توجه عمیق به تعریف یاد شده فوق خواننده را به چند نتیجه گیری اساسی هدایت می کند، اینها عبارتند از:

1. اولین نتیجه گیری که از قسمت اولیه تعریف بدست می آید آن است که تکنولوژی آموزشی به کاربرد صرف ابزار و وسایل آموزشی خلاصه نمی شود بلکه دامنه ای وسیعتر از کاربرد ابزار و وسایل آموزشی را داراست و کاربرد مواد و وسایل آموزشی به عنوان قسمتی از آن محسوب می شود.
2. نظر به اینکه تکنولوژی آموزشی نوعی راه یا روش سیستماتیک به حساب می آید، بنابر این مانند هر پدیده سیستماتیک از مجموعه قسمتهای مختلف تشکیل دهنده خود بیشتر است زیر کنش و واکنش و یا تعامل میان اجزا تشکیل دهنده آن منتج به آثار و تاثیرات و نتایجی می شود که از حاصل جمع عناصر تشکیل دهنده آن بیشتر است.
3. تکنولوژی آموزشی راه یا روشی است جهت طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری. به عبارت دیگر ما می توانیم با استفاده از آن قبل از اجرای تدریس طراحی کرده و برای یادگیری فراگیران خود نیز طرح از پیش تدوین شده داشته باشیم. سپس بر اساس طرح تهیه شده تدریس را اجرا کرده و از طریق آن یادگیری طراحی و پیش ینی شده را در فراگیران خود به وجود آوریم و سرانجام از تدریس به عمل آمده و یادگیری ایجاد شده ارزیابی لازمه را به عمل آوریم.
4. تکنولوژی آموزشی به منظور طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری از یافته های علومی چون روانشناسی و علم ارتباط انسانی بهره می گیرد. چگونگی این بهره گیری در مباحث آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
5. تکنولوژی آموزشی ترکیب مناسبی از منابع انسانی و غیر انسانی را به خدمت می گیرد به عبارت دیگر بر خلاف کاربرد صرف مواد و وسایل آموزشی و یا آموزش دیداری و شنیداری که در آنها کاربرد صرف وسایل و ابزار مادی مطرح است، در تکنولوژی آموزشی از منابع انسانی مناسب استفاده منطقی به عمل می آید.
6. همانگونه که در پایان تعریف مطرح است استفاده از تکنولوژی آموزشی در کنار مزایای بیشماری که داراست، می تواند به ایجاد نوعی یادگیری منجر شود که عبارتند از عمیق بودن، موثر بودن و پایدار بودن یادگیری.

علل عدم موفقیت مهندسی مجدد

مهندسی مجدد یک شعار یا علامت مرغوبیت کالا وخدمات نیست، بلکه لباس مهندسی مجدد برای بنگاههایی برازنده خواهدبود که قابلیت پذیرش آن را داشته باشند در غیر این صورت مفید که نیست بلکه هزینه گزافی است که بر بنگاه اقتصادی و یا نهاد اجتماعی تحمیل می شود. بنگاههای اقتصادی که انحصار کالا و خدماتی را داشته باشند و بازار آنها تضمین شده باشد و نخواهند وارد بازار جهانی شوند به هیچ وجه جایز نیست مهندسی مجدد کننــــد. البته به شرطی که پیش بینی برای ادامه انحصار وجود داشته باشد.
مهندسی مجدد شیوه ای از بهبود و اصلاح است که ایجاد جهش می کند. بنابراین، بنگاههایی که نیاز به جهش ندارند می توانند از سایر روشهای بهبود و اصلاح بهره گیرند. بحث زمان در مهندسی مجدد بسیار حیاتی است و باتوجه به شکل وموضوعهای مطرح، مدت زمان انجام اصلاحات به صورت جهشی تعیین می گردد. مثلاً فعالیتی که با به کارگیری سایر روشهای بهبود و اصلاح به بیست سال زمان نیاز دارد اگر در روش مهندسی مجدد در پنج سال صورت گیرد جهش محسوب می گردد و همین طور فعالیتی که با سایر روشهای بهبود و اصلاح پنج سال زمان نیاز داشته باشد اگر در دو سال صورت گیرد جهش به شمار می رود.
سازمانهایی که مشکلی به نام زمان ندارند و یا احتیاج به اصلاحات جزئی دارند بهتر است از سایر روشها استفاده کنند و یقیناً اگر چنین سازمانهایی ازمهندسی مجدد استفاده کنند موفق نخواهندبود، زیرا مهندسی مجدد برای ترمیم آنچه که از پیش وجود دارد نیست. مهندسی مجدد تجهیز موقت سیستم های موجود برای بهتر کارکردن نیست و آنهایی که می پندارند فناوری تنها عنصر اســاسی در طرح ریزی مجدد است در اشتباه هستند.
تشخیص مشکلات در بنگاه اقتصادی و نهادهای اجتماعی و پیشنهاد درمان مناسب برای اصلاح و بهبود آنها بالاترین تخصص و تجربه در مدیریت است. برخی سازمانها ممکن است با ایجاد یک سیستم نظام پیشنهادات اکثر مشکلاتشان مرتفع گردد. بنابراین، مهندسی مجدد برای سازمانهایی که بدان نیاز ندارند، موفق عمل نمی کند.
عامل دیگر عدم موفقیت مهندسی مجدد، تلفیق آن با سایر روش بهبود و اصلاح است. برخی گمان کرده اند آغاز راه اصلاحات با مهندسی مجدد و ادامه اصلاحات با TQM است و برخی نیز معجونهای مختلفی ارائه کرده اند.
مهندسی مجدد در سایه حمایت قوی مدیریت ارشد و به کارگیری نیروهای مرتبط با فرایند و آموزش مناسب بـــــــــه کلیه دست اندرکاران امکان موفقیت دارد و چنانچه ارتباطات موثر و آموزش لازم و حمایت کافی صورت نگیرد مهندسی مجدد با ناکامی مواجه خواهدشد. در اجرا نیز بیشتر ناکامیهای مهندسی مجدد ناشی از شکست در رهبری است.

ضرورت مهندسی مجدد
مهندسی مجدد اگر چه برای اولین بار توسط مایکل همر در ادبیات مدیریت وارد شد ولی برای اولین بار توسط مایکل همر صورت نگرفت، بلکه انجام تغییرات اساسی در بنگاههای اقتصادی دچار بحران شده، تئوری مهندسی مجدد را در اندیشه مایکل همر شکوفا کرد.
بی شک مهندسی مجدد در طول تاریخ بشر بارها و بارها اتفاق افتاده است و مبدع مهندسی مجدد مایکل همر نیست. وی از نهضت حضرت موسی (ع) تحت عنوان مهندسی مجدد یاد می کند و می گوید: ما می دانیم که پیامبران دو دسته اند، برخی صاحب کتاب و شـــــریعت و ایجادکننده نهضت و برخی ادامه دهنده نهضت و پشتیبان نهضت ایجاد شده و مسئول حفظ و صیانت از نهضت بودند. پیامبرانی که ایجاد نهضت کردند مثل حضرت موسی(ع)، عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) با اقدامات اساسی خود مهندسی مجدد کردند.
دینی که تحریف شده و از مسیر خود خارج شده به منظور بازگشت به مسیر اصلی نیاز به مهندسی مجدد دارد. اکثر مکاتب جهانی نیز معتقدند در آخرالزمان مصلحی ظهور خواهدکرد و عدالت اجتماعی را به ارمغان خواهدآورد. شیعیان نیز اعتقاد دارند زمانی که دین اسلام تحریف شده و فساد درمیان مردم رایج می شود اما موعود ظهور خواهدکرد. در اعتقادات شیعه وجود دارد که امام زمان آخرین اطلاعات و علوم را در اختیار دارد و اصلاحات را براساس آخــــرین دستاوردهای فناوری پی ریزی می کند.
بنابراین، می توان نتیجه گرفت مهندسی مجدد تنها یک ضرورت برای بنگاههای اقتصادی نیست بلکه الزامی برای بقای هر نهاد اجتماعی است. همه نهادها که دارای بحران هستند و یا پیش بینی می کنند دچار بحران خواهندشد و حتی نهادهایی که در اوج اقتدار هستند نیز می توانند برای تعالی و در اوج ماندن از مهندسی مجدد بهره مند گردند.
در تئوری استراتژی رقابت آمیز تمام سازمانها نه تنها درگیر رقابت می شوند بلکه با سرعت تغییر در رقابت مواجه می گردند. سرعتی که با هر پیشرفت فناوری جدید، هر رقیب خــــــارجی و هر موافقتنامه تجاری بین المللی جدید تحت تاثیر قرار گرفته و شتاب می گیرد. استراتژی رقابت براین نکته استوار است که با تهدیدها مواجه شده و روی فرصتها سرمایه گذاری کنیم. استراتژی رقابتی درنتیجه پاسخ به سه سوال به وجود آمده است:
1 - سازمان اکنون چه می کند؟
2 - چه اتفاقی در محیط سازمان می افتد؟
3 - سازمان در مقابل باید چه بکند؟
مهندسی مجدد رویکرد برنامه ریزی و کنترل تغییر است: توانایی ارزیابی، برنامه ریزی و اجــرای تغییر به صورت مداوم، توانایی تجزیه و تحلیل اثرات مرتبط با تغییرات.