مباني روان‌شناختي برنامه‌ريزي آموزشي و درسي

 

چکيده

در اين مقاله به بررسي مباني روان‌شناختي برنامه‌ريزي آموزشي و درسي پرداخته‌ايم که پس از شرح واژگان وارد بحث اصلي شده‌ايم يکي از واژگان مهم و کليدي مبنا است که در علوم تربيتي عبارت است از بحث از موقعيت، امکانات و محدوديت‌هاي انسان و ضرورت‌هايي که زندگي او را همواره تحتِ تاثير قرار مي‌دهد يا به تعبيري مباني هست‌هايي است که از آن بايدها و نبايدها (اصول) اتخاذ مي‌شود. در قسمت برنامه‌ريزي آموزشي و درسي که با يادگيري فراگير سروکار دارد، در رويکردهاي مختلف، مانند مباني فلسفي، اجتماعي روان‌شناسي و... مورد بررسي قرار مي‌گيرد، که از ميان اين مباني تنها به مباني روان‌شناسي اکتفا مي‌کنيم که در روان‌شناسي نيز در مکاتب مختلف روان‌شناسي بحث مي‌شود که در اينجا تنها به ديدگاه مکاتب شناختي، رفتارگرايي، انسان‌گرايي و روان‌شناسي رشد پرداخته‌ايم زيرا هر کدام از اين مکاتب ياد شده در مورد يادگيري و نيازهاي انسان سخني دارند که در برنامه‌ريزي درسي و آموزشي کاربرد فراوان دارد و بايد برنامه‌ريزان اين خصوصيات را در نظر داشته باشند تا در هر زمينه انسان‌هاي متخصص، کارآمد و متعهد تربيت شوند.

کليد واژه. مباني، آموزش، تدريس، روان‌شناسي، رفتار، برنامه‌ريزي، برنامه‌ريزي درسي و آموزشي، شناخت، جوان و کودک.

ادامه نوشته

اصول اساسي برنامه ريزي آموزشي و درسي

 

پودمان همان ترجمه فارسي ماژول است كه آن را پيمانه هم مي نامند. پودمان به زبان ساده به يك واحد آموزشي خود فراگير گفته مي شود. (نادر قلي قورچيان طراحي مهندسي برنامه درسي صفحه 87)

پودمان در آموزش عبارت است پيمانه كردن، بخش بخش كردن، واحدي كردن برنامه ها در حقيقت پودمان يك نقشه يا طرح رفتاري است كه در آن فعاليت هاي يادگيري بر اساس توانايي هاي تك تك فراگيران سازماندهي مي شود.

ادامه نوشته

طراحي يك برنامه درسي

ماژول هاي زيادي براي طراحي يك برنامه درسي پودماني وجود دارد كه در زير به 2 مورد از آن ها اشاره مي‌كنيم :

1.        در يك قلمرو موضوعي

2.        در كل برنامه درسي

ماژول ها در يك قلمرو موضوعي : اين ماژول ها در يك زمينه  موضوعي گروه بندي مي شوند تحت عنوان الف) ماژول هاي پايه مشترك يا هسته اي   ب) ماژول هاي انتخابي ترميمي، تعميمي مطرح مي شوند. 

ادامه نوشته

نیروهای موثر در برنامه درسی

 

تعریف برنامه ریزی درسی:به محتوای رسمی و غیر رسمی ،فرایند ،محتوی ،آموزش های آشکار وپنهان اطلاق می شود که فراگیر تحت هدایت مدرسه دانش ،مهارت ونگرش لازم را بدست می آورد.                                                                                                   

نیروهای موثر در برنامه درسی: 

 الف)مراجعان     ب)منتقدان     ج)کارشناسان   د) گروههای قانون گذار   ه) دادگاه ها

ادامه نوشته

انواع مدل های غیر تکنیکی در برنامه ریزی درسی

 

1- مدل چارترز

او معتقد بود برای تعریف هدفهای برنامه درسی ،باید آنها به ایده آلها و فعالیتها با استفاده از روشهای تحلیل شغل ( درون نگری ، مصاحبه ، پرسشنامه و تحلیل واقعی آنچه که روی کار انجام میگرفت ) که در ارتش در جنگ جهانی اول شهرت یافت تحلیل شوند .چارترز معتقد بودکه : فعالیت باید تا نقطه ای که دانش آموز بتواند بدون کمک دیگران یاد بگیرد تجزیه شود.     

 

ادامه نوشته

مدل سیلور و الکساندر

این دو دانشمند یک رویکرد سیستماتیک چهار مرحله ای را در برنامه ریزی درسی ارابه کردند

1

ادامه نوشته

مدل تابا

و از روش پایین به بالا به مدل تایلر شباهت داشت هیلدا تبا عقیده داشت که آنانیکه برنامه درسی را عملی میکنند یعنی معلمان باید در برنامه درسی شرکت نمایند و معلمان باید در برنامه درسی شرکت نمایند معلمان باید با یک روش استقرایی از امور جزیی به طرح کلی برسند که هفت مرحله اصلی را در برنامه خود شمرد :

ادامه نوشته

مدل هاکینز

مونه دیگری از مدلهای علمی – تکنیکی است که هفت مرحله دارد:

1- مفهومی ساختن برنامه درسی ومشروعیت بخشی

یعنی در پرتو نیازها ، برنامه های درسی پیشنهاد شده مشروعیت پیدا کند

2- تشخیص

ادامه نوشته

-          مدل تایلر

 

 

تایلر معتقد بود که برنامه ریزان درسی باید مراحل زیر را انجام دهند :

1

ادامه نوشته

مدل های برنامه ریزی درسی برا اساس دیدگاه تکنیکی علمی

:

1-مدل بابیت

2- مدل تایلر

3- مدل تبا

4-مدل سیلور و الکساندر

5- مدل هاکینز

-مدل بابیت