تعريف فيگل در خصوص تئوري داراي چهار جنبه ي اساسي است:

1- بياناتي كه بطور منطقي به يكديگر مرتبط شده اند

2- تعميم موارد خاص و ويژه

3- تبيين

4- وحدت بخشيدن به داده هاي متجانس و قضايا

تعريف كرلينجر درباره ي تئوري علاوه بر آنكه در برگيرنده جنبه هاي فوق الذكر است كاركرد پيش بيني تئوري را نيز دارا است. تئوري مجموعه اي از سازه ها ( مفاهيم )، تعاريف و قضايايي مرتبط بهم است كه با استفاده از تصريح روابط بين متغيرها نگرشي نظامدار از پديده ها را ارائه مي نمايد و هدف از آن اين است كه تشريح و پيش بيني پديده ها را امكانپذير نمايد. و بالاخره اَبِل درتعريف خود از تعميم و وحدت بخشيدن به داده هاي تجربي در قالب يك نظام منطقي حمايت مي كند:

يك تئوري بر مبناي حقايق كشف شده بوسيله قضايا و ساير مدلهاي مفهومي از داده هاي تجربي ساخته مي شود و به شكل قوانين روابط و يا ساير انواع تعميمات بيان مي شود و اين خود مستلزم تركيب مي باشد.

زايس نتيجه مي گيرد كه تئوري علمي شامل:

1- چهارچوب منطقي و وحدت يافته

2- تعميم

3- مبناي تجربي است