انواع مدل های غیر تکنیکی در برنامه ریزی درسی
1- مدل چارترز
او معتقد بود برای تعریف هدفهای برنامه درسی ،باید آنها به ایده آلها و فعالیتها با استفاده از روشهای تحلیل شغل ( درون نگری ، مصاحبه ، پرسشنامه و تحلیل واقعی آنچه که روی کار انجام میگرفت ) که در ارتش در جنگ جهانی اول شهرت یافت تحلیل شوند .چارترز معتقد بودکه : فعالیت باید تا نقطه ای که دانش آموز بتواند بدون کمک دیگران یاد بگیرد تجزیه شود.
5- مدل وین اشتین و فانتی نی:
این دو دانشمند عقیده داشتند که دارای هدف انسانی ( خود شناسی دانش آموزان و تصورات شان از خودشان) را توسعه دهد که شامل 7 مرحله است که عبارتند از :
الف – شناخت فراگیر : در این مرحله برنامه ریزان درسی به داده های جمعیت شناسی و فرهنگی دانش آموزان و همچنین به سطوح رشد وویژگیهای روان شناختی آنان توجه میکنند.
ب- تعیین علایق :در این مرحله برنامه ریزان باید با توجه به ویژگی های روانی و شرایط فرهنگی، اجتماعی موجود علایق را کشف کرده ومبنای تعلیم وتربیت قرار دهند.
ج- ایده های سازماندهنده :که براساس علایق فراگیر انتخاب میشوند
د- انتخاب زمینه هایی که محتوا بر اساس آنها شکل میگیرد برای مثال عواطف و علایق فرد درباره دوستان ورزشها و کلوپها می توانند تعیین کننده محتوا باشند
و- مهارتهای یادگیری: برای مثال مهارتهای اساسی خوا ندن ، نوشتن ، مهارتهای آگاهی اجتماعی یعنی مهارتهای اجتماعی به اندازه مهارتهای شناختی اهمیت دارند .
ه- روشهای تدریس: که بیشتر بر روی ابعاد عاطفی تاکید دارد.